مسافر شهر غم
مسافر.....
دوباره سیب بچین حوا ....
بگذار از 

اینجا هم بیرونمان کنند...

خسته ام ...

روزگاریست که شیطان فریاد میزند:

آدم پیداکنید سجده میکنم...


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۰۶ توسط طلسم قاصدک

میدانم دریا بی انتهاست
در انتهایش تنها قرص خونینی پیداست
بزرگی اش
بی انتهایی اش
تو را شگفت میدارد
اکنون که تنها صدای موجها
میشوند همدم تنهایی من
و میخواهند جای تورابرایم بگیرند
نمیدانم
دریای من تویی
که این دریای بی انتها
چگونه توانم گویم
بی تو برایم زیباست؟؟







نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۹ توسط طلسم قاصدک
  دیدی تا حالا اگه کسی رو دوست داشته باشی دلت

  نمیاد ا‌‌ذیتش کنی ؟

  دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی ؟

  دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی 

  حتی اگه بره و همه چیزو با خودش ببره 

  حتی اگه از اون فقط ، های های گریه های شبانت بمونه

  و عطر آخرین نگاهش . . . .

  حتی اگه بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه 

  دیدی ؟

  هر گوشه و کنار شهر هروقت کسی از کنارت رد می شه که

  بوی عطرش رو میده چه حالی می شی ؟ 

  برمی گردی و به اون رهگذر نگاه می کنی تا مطمئن بشی

  خودش نبوده




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۶ توسط طلسم قاصدک
  

دستها بالا بود

هر کس سهم خودش را می طلبید

سهم هر کس که رسید داغ تر از دل ما بود

ولی نوبت من که رسید !

سهم من یخ زده بود !

سهم من چیست مگر؟ 

یک پاسخ !

پاسخ یک حسرت !

سهم من کوچک بود قد انگشتانم ...

عمق آن وسعت داشت

وسعتی تا

ته دلتنگی ها ...

شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند ...

تقديم به عشقم ....

دوستت دارم 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۰ توسط طلسم قاصدک
کاش سراب خیالم با آب به پایان می رسید
کاش طناب نجاتم رنگ خون نداشت 

کاش سهم من ازاین راه کوتاه خاطره بود

به رنگ آبی آسمان
کاش نگاهم راپرنمی کردم ازگل رز
تمام راه رابه محبت اون باغبونی رفتم
که یک روز گل محبت رانشانم داد
می نویسم:
به ياد روزهای انتظار
به یاد لحظه هاي فراق
به ياد چشمهای اشکبار
به ياد سینه هاي داغدار
می نویسم:
به ياد خلوت هاي غمبار
به ياد غروب هاي دلگیر
وطلوع حسرت بار
به ياد الهه ی پاک نجابت!
از تمام قصه های خود پر کشیده ام
وقتی که فرصت ماندن گذشته است 
وقتی که از سکوت دلتنگ لحظه ها
تابوت مرگ به خانه ی من باز گشته است 
باید برای همیشه بمانم در این غروب؟
باید که غصه وغم را صدا کنم ؟
باید که غرق در لحظه ی دلتنگیم شوم؟
نه هرگز چنین نخواهم کرد 
من خواهم ماند زیرا.....

دربن بست هم راه آسمان بازاست







نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸۹/۰۳/۱۴ توسط ایوب
عاشق شدن سخت نیست... عاشق ماندن هم سخت نیست

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ توسط ایوب

گفتم نرو پرپر میشم

 

گفتی: میخوام رها باشم

 

گفتم: آخه عاشق شدم

 

گفتی:میخوام تنها باشم

 

گفتم: دلم

 

گفتی: بسوز

 

گفتی: یه عمری باز هنوز

 

گفتم: پس عمرم چی میشه

 

گفتی: هدر شد شب و روز

 

گفتم: آخه داغون میشم

 

گفتی: به من خوش میگذره

 

گفتم: بیا چشمام تویی

 

گفتی: آخر کی میخره

 

گفتم: منو جنس میبینی؟

 

گفتی: آره بی قیمتی

 

گفتم: یه روز کسی بودم

 

با من نکن بی حرمتی

 

گفتم: صدام میمیره باز

 

گفتی: با درد بسوز بساز

 

گفتم : حالا که پیر شدم

 

گفتی: که از تو سیر شدم

 

گفتم: تمنا میکنم

 

گفتی: میخوام خردت کنم

 

گفتم: بیا بشکن تنو

 

گفتی: فراموش کن منو


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۰۳ توسط ایوب

سلام معشوق من

دیشب که برای تو قلم به دست شده بودم شب میلاد تو بود. شوق امروز که تولدت باشد خواب را از چشمانم دزدیده بود تا اینکه این دو بیت را برایت نوشتم.

شـب میـلاد تـو خـوابی به چشمـانم نمی آیـد

از ایـن پس از نگـاهـم بوی بـارانی نمی آیـد

مرا ترسی دگر از درد و بند وقفل وزندان نیست

به جـرم عـاشقـی یـاری به زنـدانـی نمی آیـد

***

نمیدانم آسمان را دیشب دیدی یا نه... قرص ماه دیشب کامل بود... ماه حال و روز خوبی نداشت. با ماه به صحبت نشستم و از او علت احوالش را جویا شدم. انگار در حسرت دیدار روی ماه تو بود...

ماه شبهای تنهایی ام

خورشید فروزان صبح زندگانی ام

امروز صبح تولدت را با هم گذراندیم... دوست داشتم با خامه های کیک روی صورتت نقاشی کنم. هنوز هم طعم نگاهت روی چشمانم صدا میکند.

تولدت مبارک عزیزم... به امید صد سالگی ات در کنار هم...

و پایان.... دوستت دارم

به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است
هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را
گرم، پاسخ گويد
نيست يك تن كه در اين راه غم آلوده عمر
قدمي، راه محبت پويد
***
خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست
همه گلچين گل امروزند
در نگاه من و تو حسرت بي فردائيست
***
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد دل بست ؟
نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد
نقشه يي شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد
حيله پنهانيست
***
زير لب زمزمه شادي مردم برخاست
هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست
پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق
هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست
به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
***
خنده ها ميشكفد بر لبها
تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي
همه بر درد كسان مينگرند
ليك دستي نبرند از پي درمان كسي
***
از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟
ريشه عشق، فسرد
واژه دوست، گريخت
سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟

***

دست گرمي كه زمهر
بفشارد دستت
در همه شهر مجوي
گل اگر در دل باغ
بر تو لبخند زند
بنگرش، ليك مبوي
لب گرمي كه ز عشق
ننشيند بلبت
به همه عمر، مخواه
سخني كز سر راز
زده در جانت چنگ
به لبت نيز، مگو
***
چاه هم با من و تو بيگانه است
ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند
درد دل گر بسر چاه كني
خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند
گر شبي از سر غم آه كني
***
درد اگر سينه شكافد، نفسي بانگ مزن
درد خود را به دل چاه مگو
استخوان تو اگر آب كند آتش غم
آب شو، « آه » مگو
***
ديده بر دوز بدين بام بلند
مهر و مه را بنگر
سكه زرد و سپيدي كه به سقف فلك است
سكه نيرنگ است
سكه اي بهر فريب من و تست
سكه صد رنگ است
***
ما همه كودك خرديم و همين زال فلك
با چنين سكه زرد
و همين سكه سيمين سپيد
ميفريبد ما را
هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند
گفته ام با دل خويش
مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش
نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش
آسمان با من و ما بيگانه
زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه
 خويش در راه نفاق 
 دوست در كار فريب 
 آشنا بيگانه
***
شاخه عشق، شكست
آهوي مهر، گريخت
تار پيوند، گسست
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد دل بست ؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ توسط ایوب

 

قلم به روی کاغذ و
              یه عالمه دلواپسی
                               ستاره ها ی آسمون
                                              شدن پناه بی کسیم
                                                      قطره ی اشک آسمون
                                                       لحظه ی پر غم غروب

                                                         قاصدک خسته زراه
                                                         حسرت و آه ِ انتظار
                                                 غصه های یواشکی
                                     دلخوشیای الکی
                 دعاهای بی ثمر و
شبای تار و بی کسی
تو خلوت چشای من
             بارون و سردی نفس
                              گلدون خالی از گل و
                                                          حقیقت تلخ قفس
                                                       پرنده  های شب زده 
                                                    حیرون و مات من شدن

                                                        به دنبال روشنی اند
                                                           تودنیای سیاه من
                                                اشکم امونم نمیده
                            دلم داره جون می کنه
             تو حسرت نبودنت

می خواد امشب بمیره

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ توسط ایوب
سلام دوستان

رو حذف نکنن

اومدم یه چیزی بگم که می دونم با گفتنش خیلی ها ناراحت می شن. بعضی

 سلام دوستان

اومدم یه چیزی بگم که می دونم با گفتنش خیلی ها ناراحت می شن. بعضی ها هم خوشحال میشن

اومدم بگم دارین همتون از دستم راحت میشین البته شايد تا يه مدتي پس زیادم خوشحال یا ناراحت نشین

بهر حال برا همتون آرزوی سلامتی میکنم دعا میکنم همه به اونی که توی دلشونه برسن . شما هم برا من دعا کنین. اینو ازتون خواهش میکنم

راستی ازتون می خوام یه قولی بهم بدین قول بدین هیچوقت فراموشم نکنین با اینکه می دونم اونقدر اینجا هم شیطونی کردم که اگه زورم بزنین نمی تونین فراموشم کنین . درسته مگه نه؟

دیگه اینکه اگه خوبی ، بدی ( که مطمئنن دیدین) ازم دیدین حلالم کنین . اگه توی این وب یا هر جای دیگه با کسی بد حرف زدم ، بهش بی احترامی کردم ، یا حرفش رو نفهمیدم، ازش معذرت می خوام .واقعا من قصد بی احترامی به کسی رو نداشتم شاید به صلاح بعضی ها بوده و در واقع لازم بوده . بهر حال امیدوارم اگه خطایی از من سر زده شماها به بزرگی خودتون ببخشین که بخشش از بزرگان است

راستی می خوام این روز آخر از چند نفر تشکر کنم

از آدمایی که خیلی به من لطف داشتن . فکر نکنم احتیاجی باشه ازشون اسمی ببرم چون خودشون میدونن

اميدوارم روزی برسه بتونم همه ی لطف هایی رو که در حقم کردین رو جبران کنم براتون همیشه دعا میکنم

هیچوقت هیچکدومتون رو فراموش نمیکنم . دیگه رفع زحمت می کنم

دلم برا همتون تنگ میشه به خدا راست میگم  اگه شماها هم یه موقع دلتنگ شدین اولن دعا کنین این یه مدتي كه نيستم زودتر تموم بشه که برگردم می خوام بعد یه مدت تو همین وبلاگ شروع کنم ولی اگه خدا بخواد این دفعه با خاطرات دانشگاه فکر کنم این خاطرات جالبتر باشن . اونم برا من

بیشتر دوست دارم توی مثلا آخرین پست همه ی دوستایی که تا حالا پیدا کردم نظر بدن حتی اونایی که ازم دلخورن من از همه معذرت خواهی کردم حالا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم .من می خوام حتما نظراتشون رو ببینم به عنوان آخرین خواسته . خواستم رو رد نکنین

 سلام دوستان

اومدم یه چیزی بگم که می دونم با گفتنش خیلی ها ناراحت می شن. بعضی ها هم خوشحال میشن

اومدم بگم دارین همتون از دستم راحت میشین البته شايد تا يه مدتي پس زیادم خوشحال یا ناراحت نشین

بهر حال برا همتون آرزوی سلامتی میکنم دعا میکنم همه به اونی که توی دلشونه برسن . شما هم برا من دعا کنین. اینو ازتون خواهش میکنم

راستی ازتون می خوام یه قولی بهم بدین قول بدین هیچوقت فراموشم نکنین با اینکه می دونم اونقدر اینجا هم شیطونی کردم که اگه زورم بزنین نمی تونین فراموشم کنین . درسته مگه نه؟

دیگه اینکه اگه خوبی ، بدی ( که مطمئنن دیدین) ازم دیدین حلالم کنین . اگه توی این وب یا هر جای دیگه با کسی بد حرف زدم ، بهش بی احترامی کردم ، یا حرفش رو نفهمیدم، ازش معذرت می خوام .واقعا من قصد بی احترامی به کسی رو نداشتم شاید به صلاح بعضی ها بوده و در واقع لازم بوده . بهر حال امیدوارم اگه خطایی از من سر زده شماها به بزرگی خودتون ببخشین که بخشش از بزرگان است

راستی می خوام این روز آخر از چند نفر تشکر کنم

از آدمایی که خیلی به من لطف داشتن . فکر نکنم احتیاجی باشه ازشون اسمی ببرم چون خودشون میدونن

اميدوارم روزی برسه بتونم همه ی لطف هایی رو که در حقم کردین رو جبران کنم براتون همیشه دعا میکنم

هیچوقت هیچکدومتون رو فراموش نمیکنم . دیگه رفع زحمت می کنم

دلم برا همتون تنگ میشه به خدا راست میگم  اگه شماها هم یه موقع دلتنگ شدین اولن دعا کنین این یه مدتي كه نيستم زودتر تموم بشه که برگردم می خوام بعد یه مدت تو همین وبلاگ شروع کنم ولی اگه خدا بخواد این دفعه با خاطرات دانشگاه فکر کنم این خاطرات جالبتر باشن . اونم برا من

بیشتر دوست دارم توی مثلا آخرین پست همه ی دوستایی که تا حالا پیدا کردم نظر بدن حتی اونایی که ازم دلخورن من از همه معذرت خواهی کردم حالا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم .من می خوام حتما نظراتشون رو ببینم به عنوان آخرین خواسته . خواستم رو رد نکنین

به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است
هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را
گرم، پاسخ گويد
نيست يك تن كه در اين راه غم آلوده عمر
قدمي، راه محبت پويد
***
خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست
همه گلچين گل امروزند
در نگاه من و تو حسرت بي فردائيست
***
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد دل بست ؟
نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد
نقشه يي شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد
حيله پنهانيست
***
زير لب زمزمه شادي مردم برخاست
هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست
پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق
هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست
به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
***
خنده ها ميشكفد بر لبها
تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي
همه بر درد كسان مينگرند
ليك دستي نبرند از پي درمان كسي
***
از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟
ريشه عشق، فسرد
واژه دوست، گريخت
سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟

***

دست گرمي كه زمهر
بفشارد دستت
در همه شهر مجوي
گل اگر در دل باغ
بر تو لبخند زند
بنگرش، ليك مبوي
لب گرمي كه ز عشق
ننشيند بلبت
به همه عمر، مخواه
سخني كز سر راز
زده در جانت چنگ
به لبت نيز، مگو
***
چاه هم با من و تو بيگانه است
ني صد بند برون آيد از آن، راز تو را فاش كند
درد دل گر بسر چاه كني
خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند
گر شبي از سر غم آه كني
***
درد اگر سينه شكافد، نفسي بانگ مزن
درد خود را به دل چاه مگو
استخوان تو اگر آب كند آتش غم
آب شو، « آه » مگو
***
ديده بر دوز بدين بام بلند
مهر و مه را بنگر
سكه زرد و سپيدي كه به سقف فلك است
سكه نيرنگ است
سكه اي بهر فريب من و تست
سكه صد رنگ است
***
ما همه كودك خرديم و همين زال فلك
با چنين سكه زرد
و همين سكه سيمين سپيد
ميفريبد ما را
هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند
گفته ام با دل خويش
مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش
نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش
آسمان با من و ما بيگانه
زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه
 خويش در راه نفاق 
 دوست در كار فريب 
 آشنا بيگانه
***
شاخه عشق، شكست
آهوي مهر، گريخت
تار پيوند، گسست
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد

 راستی از هکر های عزیز خواهشمندم انصاف داشته باشن و این وب رو حذف نکنن

 راستی از هکر های عزیز خواهشمندم انصاف داشته باشن و این وب رو حذف نکنن

 ها هم خوشحال میشن

اومدم بگم دارین همتون از دستم راحت میشین البته شايد تا يه مدتي پس زیادم خوشحال یا ناراحت نشین

بهر حال برا همتون آرزوی سلامتی میکنم دعا میکنم همه به اونی که توی دلشونه برسن . شما هم برا من دعا کنین. اینو ازتون خواهش میکنم

راستی ازتون می خوام یه قولی بهم بدین قول بدین هیچوقت فراموشم نکنین با اینکه می دونم اونقدر اینجا هم شیطونی کردم که اگه زورم بزنین نمی تونین فراموشم کنین . درسته مگه نه؟

دیگه اینکه اگه خوبی ، بدی ( که مطمئنن دیدین) ازم دیدین حلالم کنین . اگه توی این وب یا هر جای دیگه با کسی بد حرف زدم ، بهش بی احترامی کردم ، یا حرفش رو نفهمیدم، ازش معذرت می خوام .واقعا من قصد بی احترامی به کسی رو نداشتم شاید به صلاح بعضی ها بوده و در واقع لازم بوده . بهر حال امیدوارم اگه خطایی از من سر زده شماها به بزرگی خودتون ببخشین که بخشش از بزرگان است

راستی می خوام این روز آخر از چند نفر تشکر کنم

از آدمایی که خیلی به من لطف داشتن . فکر نکنم احتیاجی باشه ازشون اسمی ببرم چون خودشون میدونن

اميدوارم روزی برسه بتونم همه ی لطف هایی رو که در حقم کردین رو جبران کنم براتون همیشه دعا میکنم

هیچوقت هیچکدومتون رو فراموش نمیکنم . دیگه رفع زحمت می کنم

دلم برا همتون تنگ میشه به خدا راست میگم  اگه شماها هم یه موقع دلتنگ شدین اولن دعا کنین این یه مدتي كه نيستم زودتر تموم بشه که برگردم می خوام بعد یه مدت تو همین وبلاگ شروع کنم ولی اگه خدا بخواد این دفعه با خاطرات دانشگاه فکر کنم این خاطرات جالبتر باشن . اونم برا من

بیشتر دوست دارم توی مثلا آخرین پست همه ی دوستایی که تا حالا پیدا کردم نظر بدن حتی اونایی که ازم دلخورن من از همه معذرت خواهی کردم حالا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم .من می خوام حتما نظراتشون رو ببینم به عنوان آخرین خواسته . خواستم رو رد نکنین

 سلام دوستان

اومدم یه چیزی بگم که می دونم با گفتنش خیلی ها ناراحت می شن. بعضی ها هم خوشحال میشن

اومدم بگم دارین همتون از دستم راحت میشین البته شايد تا يه مدتي پس زیادم خوشحال یا ناراحت نشین

بهر حال برا همتون آرزوی سلامتی میکنم دعا میکنم همه به اونی که توی دلشونه برسن . شما هم برا من دعا کنین. اینو ازتون خواهش میکنم

راستی ازتون می خوام یه قولی بهم بدین قول بدین هیچوقت فراموشم نکنین با اینکه می دونم اونقدر اینجا هم شیطونی کردم که اگه زورم بزنین نمی تونین فراموشم کنین . درسته مگه نه؟

دیگه اینکه اگه خوبی ، بدی ( که مطمئنن دیدین) ازم دیدین حلالم کنین . اگه توی این وب یا هر جای دیگه با کسی بد حرف زدم ، بهش بی احترامی کردم ، یا حرفش رو نفهمیدم، ازش معذرت می خوام .واقعا من قصد بی احترامی به کسی رو نداشتم شاید به صلاح بعضی ها بوده و در واقع لازم بوده . بهر حال امیدوارم اگه خطایی از من سر زده شماها به بزرگی خودتون ببخشین که بخشش از بزرگان است

راستی می خوام این روز آخر از چند نفر تشکر کنم

از آدمایی که خیلی به من لطف داشتن . فکر نکنم احتیاجی باشه ازشون اسمی ببرم چون خودشون میدونن

اميدوارم روزی برسه بتونم همه ی لطف هایی رو که در حقم کردین رو جبران کنم براتون همیشه دعا میکنم

هیچوقت هیچکدومتون رو فراموش نمیکنم . دیگه رفع زحمت می کنم

دلم برا همتون تنگ میشه به خدا راست میگم  اگه شماها هم یه موقع دلتنگ شدین اولن دعا کنین این یه مدتي كه نيستم زودتر تموم بشه که برگردم می خوام بعد یه مدت تو همین وبلاگ شروع کنم ولی اگه خدا بخواد این دفعه با خاطرات دانشگاه فکر کنم این خاطرات جالبتر باشن . اونم برا من

بیشتر دوست دارم توی مثلا آخرین پست همه ی دوستایی که تا حالا پیدا کردم نظر بدن حتی اونایی که ازم دلخورن من از همه معذرت خواهی کردم حالا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم .من می خوام حتما نظراتشون رو ببینم به عنوان آخرین خواسته . خواستم رو رد نکنین

 راستی از هکر های عزیز خواهشمندم انصاف داشته باشن و این وب رو حذف نکنن

 راستی از هکر های عزیز خواهشمندم انصاف داشته باشن و این وب رو حذف نکنن


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸۷/۰۷/۲۷ توسط ایوب

اسلایدر