مسافر شهر غم
مسافر.....

میدانم دریا بی انتهاست
در انتهایش تنها قرص خونینی پیداست
بزرگی اش
بی انتهایی اش
تو را شگفت میدارد
اکنون که تنها صدای موجها
میشوند همدم تنهایی من
و میخواهند جای تورابرایم بگیرند
نمیدانم
دریای من تویی
که این دریای بی انتها
چگونه توانم گویم
بی تو برایم زیباست؟؟







نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۹ توسط طلسم قاصدک
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر