من باز خواب دیده بودم
تو خواب بودی و آسمان از صدای فریادم
می هراسید
من خواب دیده بودم
شهاب هایی که تو کشیدیشان
تا به زندگی ام روانه کنی
و من دستان خود را
به سوی ستاره ای دراز می کردم
من خواب دیده بودم
شهاب را
ستاره را
و تنهایی صدایم را
من خواب دیده بودم
که تو خواب ماندی
و جای ماندی از رد پاهای آرزوهایم
من خواب دیده بودم
باور کن...
...
...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۷/۱۱/۱۶ توسط ایوب
