مسافر شهر غم
مسافر.....
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن


گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست


پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست


گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت


جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست


رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۰/۰۴/۱۷ توسط ایوب
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر