مگه..... مگه عاشق نشدی مست دقایق نشدی تا حالا واسه کسی مثله یه لایق نشدی مگه آدم نبودی قصه ی هر غم نبودی تو برای عاشقا شعر دمادم نبودی ولی من خاکی و سادم به شکوه عشق بادم تو گفتی تو یه هیچی به زیره پاهات افتادم ولی من فرهاد پیرم همیشه کوه و می بینم یاد شیرین که می افتم سر تا پا خاکه زمینم من یه ققئوس دیوونه که همه چیز و می دونه می دونم شعله ی عشقت پرها مو می سوزونه مگه عاشق نبودی مست دقایق نبودی تا حالا واسه کسی مثله یه لایق نبودی تو نخواستی که ببینی که چی بودم و چی هستم تو بدون به خاطر تو عشقمو من می پرستم اگه پروانه شدم واسه ی شمع چشات بود اگه دیوونه شدم واسه ی رنگ لبات بود چی شده دلت می سوزه واسه ی نگاه من نیست واسه ی عشق تو عاشق هیچ چیزی شعله ی تن نیست بی خیال شو برو بابا نذار شعرامو بخونی توی خود سوزی قلبم قصه ی منو بدونی فکر من نباش دوباره تو نباش مثه ستاره که تو آسمونه عشقش همیشه فکر فراره...
مگه.....
مگه عاشق نشدی ولی من فرهاد پیرم من یه ققئوس دیوونه
مست دقایق نشدی
تا حالا واسه کسی
مثله یه لایق نشدی
مگه آدم نبودی
قصه ی هر غم نبودی
تو برای عاشقا
شعر دمادم نبودی
ولی من خاکی و سادم
به شکوه عشق بادم
تو گفتی تو یه هیچی
به زیره پاهات افتادم
همیشه کوه و می بینم
یاد شیرین که می افتم
سر تا پا خاکه زمینم
که همه چیز و می دونه
می دونم شعله ی عشقت
پرها مو می سوزونه
