تمام خاطره اعجاز مي كند ، بي تو
طلوع درد مرا ساز مي كند ، بي تو
غروب كرد ستاره و شب پر از تاريك
و باز ماه خوشي ناز مي كند ، بي تو
شكسته سقف زمستان ، بهار با تأخير
شكوفه مي دهد آغاز مي كند ، بي تو
گذر نكرد نگاهي و چشم شب با اشك
مرا به فاجعه همساز مي كند ، بي تو
تمام شد نفس پلكهاي تنهايي
و روح خسته كه پرواز مي كند ، بي تو
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۲۰ توسط ایوب
