مسافر شهر غم
مسافر.....

پارو بزن پارو بزن قایقت را

به آرامی در مسیر رودخانه

شاد و بی خیال

که زندگی رویایی بیش نیست .

پارو بزن پارو بزن قایقت را

از میان فاضلاب های سمی

شاد و بی خیال

با لبخند

پارو بزن پارو بزن قایقت را

به آرامی در مسیر روخانه

و به مواد شیمیایی

که آب را به رنگ سبز در می آورند نگاه کن

پارو بزن پارو بزن قایقت را

از میان روغن های ریخته

شاد و بی خیال

به راستی خوش نمی گذرد ؟

پارو بزن پارو بزن قایقت را

به آرامی در مسیر لجن زار

به ماهی های کوچک

که میمیرند و روی آب شناور می شوند نگاه نکن .

ما فقط پارو میزنیم پارو میزنیم قایقمان را

به آرامی از میان پلیدی ها.

و هیچکس هیچکس هیچکس ،هیچکس

حتی ذره ای به این موضوع اهمیت نمی دهد .

پارو بزن ،پارو بزن قایقت را

به آرامی در مسیر رودخانه

شاد و بی خیال

   که زندگی رویایی بیش نیست


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ توسط ایوب
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر