مسافر شهر غم
مسافر.....
 می خواستم زندگی کنم  راهم را بستند
ستایش کردم گفتند خرافات است
عاشق شدم گفتند دروغ است
گریستم گفتند بهانه است
خندیدم گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۵ توسط ایوب
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر