مسافر شهر غم
مسافر.....
قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد... ايستادن بر روي دو پا آن لحظه كه...به زمين خوردم!!!
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸۸/۰۶/۲۰ توسط ایوب
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر