مسافر شهر غم
مسافر.....
بايد فراموشت کنم چنديست تمرين ميکنم

من ميتوانم ! ميشود!آرام تلقين ميکنم

حالم نه اصلاً خوب نيست تا بعد بهتر ميشوم

فکري براي اين دل آرام غمگين ميکنم

من ميپذيرم رفته اي و برنميگردي همين..!

خود را براي درک اين صد بار تحسين ميکنم

کم کم ز يادم ميروي اين روزگار و رسم اوست

اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين ميکنم

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸۸/۰۶/۲۰ توسط ایوب
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر